تبليغاتX
گاهی نامه
همه چیز؛ در پاره ای از اوقات قاطی پاطی

به نام خدا

پیش نویس: از تمامی بزرگوارانی که در این مدت غیبت ما ( من و بانو و گاهی نامه) را تنها نگذاشتند بسیار ممنونم مخصوصا سامان عزیز. به بزرگی خودتون ببخشید.

این روزها خیلی با خودم درگیر شدم. گیر کردم وسط کلی سئوال. مطالعه، گفتگو، شنیدن و دیدن و ... همه شده اند منابعی برایم تا بتوانم بهتر درک کنم و سواد اولیه برای تحلیلی قوی تر جمع آوری کنم تا به بیراهه نروم. خب گذران زندگی هم این وسط هست.

من همیشه کامیابی و نشاط و پیشرفت یک جامعه را در اخلاق و فرهنگ می دانستم. در جامعه ایی که اخلاق در آن نهادینه شده باشد هر چند که مصیبتها و سختی ها و دشواری هایی برایش پیش بیاید، ولی به سلامت از آن عبور خواهد کرد و راه سعادت خود را باز خواهد یافت. ولی در جامعه ایی که ارزشهای اخلاقی سقوط کنند، دیگر آن جامعه روی سعادت را به خود نمی بیند حتی اگر به پیشرفتهایی موقتی برسد.

به عنوان مثال آلمان را در جنگ جهانی دوم ببینیم. وقتی اخلاق از بین رفت و نژادپرستی و غرور و خود برتر بینی ارزش شد، آن همه پیشرفت علمی (که باید آن را انقلابی در علم دانست) در جهت نادرست استفاده شده و عاملی مخرب میشوند برای همان جامعه.

البته تعریفم ازاخلاق وسعت زیادی دارد و آن ارزش نهادن بر نیکی هاست و دوری جستن از بدی هاست. مجازات یک فرد خاطی، جنگ کردن در راه حقیقت، اخلاق مداری یک جامعه است همانطور که دروغ نگفتن، محبت کردن، رشوه ندادن و نگرفتن، پارتی باز نکردن و ... از جمله آن قرار میگیرد.

اخلاق مداری و بی اخلاقی هم مراحلی دارد. عمل کردن به پستی ها، رضایت دادن به انجام آن اعمال و سکوت در برابر آنها؛ همه درجاتی از بی اخلاقی است. کمترین اخلاق مداری آن است که در برابر اعمال و رفتار باطل ساکت نباشیم. و شاید این کمترین بتواند آغازی برای راه ما باشد.

ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم (بدرستیکه خداوند تغییر نمی دهد در وضعیت ملتی، مگر به دست خودشان)

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 14:55  توسط نویسنده |