تبليغاتX
گاهی نامه - کلاه قرمزی
همه چیز؛ در پاره ای از اوقات قاطی پاطی

به نام خدا

حوصله نوشتن نبود ولی حسب الامر بزرگترها!!! این پست به تحریر در آمد.

درباره سریالهای نوروزی تلویزیون (که هنوز  همه شان را تمام نکرده ام) نکته خاصی نبود جز اینکه میخواستند طنزی ساخته باشند. من که انتظارم از آقای مدیری بالاتر از اینها بود همه اش هنگام دیدن سریال غرغر میکردم که این چه چیز کش داری است که ساخته شده هر چند بعضی صحنه های فوتبالی اش بد نبود. ولی به نظرم آخرش فوق العاده و به صورت کاملا سمبلیک تمام شد و با شعر تیتراژ شب های برره تمامش کرد. همه میدانند که شصت چی که بود و برره کجا و دیالوگهای آخر این فیلم یعنی چه.

ولی در این میان کار نو و پر جنبو جوش و مفرح و نویی هم به نام کلاه قرمزی اجرا شده بود که من واقعا لذت برم از دیدن برنامه های ایرج طهماسب و حمید جبلی. با وجود اینکه برنامه برای کودکان ساخته شده بود نکات ظریف و لطیفی را در این قالب گنجانده بودند و به نظرم از کارهای امسال یک سر و گردن بالاتر بود و تنها مجموعه نوروزی موفق از دید من بود.

عید امسال هم فقط با یک سری شوخی همراه بود و ماه عسل هم قصه ایی قدیمی که حال و هوای عید خیلی نداشت هر چند در بسیاری از سکانسها سعی در "عوض کردن حال وهوا"ی خانه ها داشتند.

البته فقط تا حالا مرد دوهزار چهره را تمام کرده ام.

پ.ن. حالا که بحث برنامه های تلویزیون بود، چه میکنه این نود.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 0:52  توسط نویسنده |